السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

73

فرحة الغري ( فارسي )

حوائج خلقك عندك مقضيّة و جوائز السّائلين عندك موفّرة و عوائد المزيد إليك متواترة و موائد المستطعمين معدّة و مناهل الظَّماء مترعة اللَّهمّ فاستجب دعائى و اقبل ثنائى و اجمع بينى و بين أوليائى بحقّ محمّد و علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين آبائى إنّك ولىّ نعمائى و منتهى مناى و غاية رجائى في منقلبى و مثواى . ) پس حضرت امام محمّد باقر ( ع ) فرمود كه هر كه از شيعيان ما اين زيارت و دعا را نزد قبر امير المؤمنين يا يكى از ائمّه معصومين - صلوات الله عليهم - بخواند ، ملائكه بالا برند اين دعا را بر نامه اى از نور و مهر رسول خدا و هر يك از ائمّه - صلوات الله عليهم - بر آن بزنند و هر يك قبول فرمايند تا تسليم حضرت صاحب الزّمان ( ع ) كنند ، و در روز قيامت اين دعا به استقبال آن مؤمن بشتابد با بشارتهاى نامتناهى و سلام و تحيّت فراوان و كرامتها و نعمتهاى بىپايان إن شاء الله تعالى . و خبر داد مرا علىّ بن بلال به سند معتبر از حضرت امام رضا از پدرش از جدّش از امام محمّد باقر - صلوات الله عليهم أجمعين - كه آن حضرت فرمود كه زيارت كرد پدرم علىّ بن الحسين ( ع ) حضرت امير المؤمنين را به اين زيارت كه گذشت . و ابن ابى قرّه روايت كرده است در كتاب مزار به سند معتبر از جابر جعفى كه حضرت امام محمّد باقر ( ع ) فرمود كه پدرم على بن الحسين ( ع ) بعد از واقعهء هايلهء كربلا خيمه اى از موى در صحرا زدند و چند سال در آنجا اقامت فرمودند و از كثرت حزن و اندوه و وفور دشمنان و معاندان به ميان مردمان نمىآمدند و از اختلاط ايشان نفرت مىنمودند و از آن صحرا به طرف عراق تشريف مىبردند به زيارت پدر و جدّ بزرگوار خود و كسى بر اين مطَّلع نمىشد . پس روزى پدرم متوجّه زيارت شد و من با آن حضرت بودم و هيچ كس همراه نبود به غير از دو شترى كه سوار بوديم . پس چون آن حضرت به نجف كوفه رسيدند در موضعى ايستادند و آنقدر گريستند كه محاسن مبارك آن حضرت به آب ديدهء ايشان تر شد و فرمودند كه : السّلام عليك يا أمير المؤمنين و رحمة الله و بركاته السّلام عليك يا أمين الله في أرضه و حجّته أشهد أنّك يا أمير المؤمنين جاهدت * ( فِي الله حَقَّ جِهادِه ) * و عملت بكتابه و اتّبعت سنن نبيّه